سپهر مامانی و باباییسپهر مامانی و بابایی، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 12 روز سن داره

سپهر غفارزاده

روز مرگی های جقله

یه چند وقتی هست که فرصت نکردم به وبلاگ فندوقم سر بزنم. پسر گل مامانی این روزا اینقد شیطون شده که حتی اجازه نمیده مامانیش به کاراش برسه چه بسا اینکه بشینم پای نت و واسه جوجم مطلب تازه بنویسم. الانم که دارم این مطالب و مینویسم سپهر مامانی روی پاهام خوابیده البته قبلش کلی بازی کرده و خسته شد و حالا هم که خوابید. منم از فرصت استفاده کردم و یه سر کوچولو به بلاگ پسرم زدم. این روزا خیلی سرم شلوغه هم شیطونی عشقم و هم کارای خونه تکونی عید وقت خالی واسم نمیزاره. راستی الان که آقا سپهر 7 ماهه شده چهار دست و پا میره و همین امر باعث شده من مدام دنبالش باشم تا مبادا چیزی از جایی پیدا کنه و توی دهنش بزاره و یا سرش و به جایی بزنه. حسابی مامانیشو خ...
25 اسفند 1392

شیطنت های اقا کوچولو

الان که دارم این پست و میزارم . گل پسر مامانی نشسته بغلم و هی شیطنت میکنه آخه عشقش موس و کیبورده همش میخواد از من بگیره و خودش خاطراتشو بنویسه. این روزا که دم عیده هم کارای خونه و هم خرید و خیلی مسائل دیگه نمیزاره زود به زود به وبلاگ گلم سر بزم و مطلب بنویسم. الانم یه سری کاراشو جم کردم که یه جا بزارم. راستی الان سپهر کوچولوی مامان یه کمی حالش بده اونم به خاطر اینه که داره اولین دندون شیریشو در میاره. یه خورده بی حوصله شده و کمی هم تب داره.   توی این عکس اقا سپهر با دختر عمه هاش کنسرت اجرا میکنن      مامانی جون داشت لباستو عوض میکرد اما اینقد شیطونی میکردی که مجبور شدم لای دوتا پ...
25 اسفند 1392

اقا سپهر متفکر میشود

به چی فکر میکنی پسر گلم   عجب فکر خوشحال کننده ای بود که این همه هیجان توش بود   اهوم چه فکر بکری کردم چیه تا حالا ندیدی کسی فکر کنه و همزمان دستشو ببره توی دهنش. من این کارو برای تمرکز بیشتر انجام میدم.     ...
25 اسفند 1392

سرماخوردگی سپهرم

وای دای من نبات مامان سرما خورده بردمش دکتر.بهش دارو داد. تبم داشت عشقم. الهی همیشه سالم باشی هرچی مریضیه بیاد پیش مامانی نه سپهر کوچولوم. یلی ناراحتم اما خوب کاریش نمیشه کرد.این ویروسا  همه جا هستن. الانم توی بدن جیگر مامانی اومدن.اما دکتر همربون  به پسرم داروهایی داده که ویروسارو بکشه. عزیز مامانی ایشالا زودتر خوب بشی تا من خوشحال بشم.   ...
25 اسفند 1392
1